|
ادبیات و سینما
نقد و بررسی سینمای ایران و جهان CINEMA & LITERATURE
|
![]() بعد از این همه اتفاق ناخوشایند که برای خانه سینما در هفته های گذشه افتاد و کام اهالی سینما را تلخ کرد دیشب مراسم شصت و نهمین جایزه گلدن گلوب برگزار شد و همانطور که حدس می زدیم اصغر فرهادی موفق به دریافت گوی طلایی بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان شد و این جایزه را از دستان مدونا دریافت کرد . و طعم شیرین جایزه را به اهالی ایران هدیه داد .فرهادی پس از دریافت جایزه اش گفت: من می خوام از مایکل بارکر تشکر کنم، از تام برنارد و بقیه. داشتم فکر می کردم که اگر برنده شدم چه بگویم و از چه کسی تشکر کنم. از پدر و مادرم، از همسر مهربانم، از فرزندانم، از بازیگرانم، اما الان از مردمم تشکر می کنم. فکر می کنم مردم ایران با محبت ترین مردم دنیا هستند. خوشحالیم که این اتفاق در این زمان برای فرهادی افتاد تا شاید این جایزه باعث شود مسئولین سینمایی دست از لجبازی بردارند... و خانه سینما را دوباره به رسمیت به شناسند . برچسبها: اصغر فرهادی, جدایی نادر از سیمین, گلدن گلوب, خانه سینما, پیمان معادی [ دوشنبه بیست و ششم دی 1390 ] [ 9:55 ] [ امیر ]
[ ]
![]() از مسعودکیمیایی، نویسنده و فیلمساز بزرگ و جریانساز این دیار خواستیم برای ما از ادبیات بنویسد و سرانجام بعد از پیگیریهای مکرر پذیرفت و نوشت، یادداشتی که حکایت از دغدغهها و جان و جهان این هنرمند دارد، در روزگاری که بسیاری عقیده دارند دوران خلق شاهکارهای ادبی در جهان به سر آمده./
روزگار فراموشی سوالساز، دورانی که دیگر شاهکارهای ماندنی در ادبیات بهوجود نمیآید. آیا دوران، حافظ، شکسپیر، ناصر خسرو و سعدی میساخت، یا داستایوفسکی و هوگو میساخت، یا این رگ و خون ادبیات و شعر و فلسفه بود که دوران میساخت؟ آیا این جهان امروز است که سرشار از جان هنرمند و فیلسوف نیست یا همه چیز در انبوه،آنقدر سخت و پر آشوب، در هم میجوشد که برای تفکر در هنرها و پیشنهادهای جامعهساز روشنفکران، ساحلی آرام وجود ندارد. زمانی طبقات جامعه را میساختند و حال فاصلههای ژرف جوامع و سرزمینها را میسازند. سالهای خون و خیابان و جنگ را بهطور متصل در آمریکای لاتین و خاورمیانه ببیند. تاریخ معاصر که با خودش نجوای جنگ و دلهره دارد، چطور میتواند ادبیات عمیق و ماندنی و سرزمینی بسازد. زمانی که سرزمینش سالهاست آرام نگرفته، به کجای این عمق فرهنگ باستانیاش بیاویزد قبای ژندهی خود را. سینمای سالهای اول، سینمای نوجوان و جوان و تازه بالغ، نمیتوانست از ادبیات دور بماند؛ وقتی چیزی و مفهومی نوشته شد ادبیات میشود. سینما هم نوشته میشد، چه در ساحت فیلمنوشت(سناریو) چه در ساحت گفتگو و زبان؛ زبانی که از طبقهای پائین میآید و مدام در حال رشد و رنگآمیزی تازه است. رسید به جایی که ادبیات سینما مینوشت، هر دو در دل هم شاهکار میساختند، تا دوران شاهکار هم در سینما بیرنگ شد.گفتگو از سینما رفت،گفتگو که رفت بازی بازیگر هم میرود، وقتی در سینما سکوت آمد، مونتاژ هم کمرنگ میشود و میرود. موسیقی از سینما دور میشود و میرود. در این سینمای مانده دیگر رانش وجود ندارد. رانش در ادبیات سینما که عکسنویسی میشود، ضرباهنگهای دیگری با خودش میآورد، اگر نباشد این حرکت های «پیشبینیساز» فراموش میشوند. فیلمنوشتی که در شروع، میان قاعده های ساخته شده در ادبیات و ادبیات سینما نوشته میشوند، آدمسازی (کاراکترسازی) میکنند.آدمها با خودشان طبقه میآورند و طبقه با خودش جامعه را میآورد و جامعه که پیدا و معلوم شد به نقد نزدیک می شود، نقد جامعه و ترسیم جامعه و انسان میشود. سینمای سخت و مشکل و صاحب عقیده، چون قضاوت میخواهد این شیوهگری (منیریسم) میآید و قضاوت را در نقد یک اثر هنری. در این جا سینما به هم میریزد. وقتی صورت بر مفهوم غلبه کند، در جای خالی مفهوم، تردستی رونق میگیرد. حالا منتقد می ترسد که با بیسوادی، ندانستن «فرافکنی!!» و شکستن قاعدههای مزاحم، متهم به عامیگری شود به سمت نقدی می رود که صورت را وارسیهای بدون مفهوم کند و شیوهگری در جای امنی بیاید. اما در این سرزمین های پیرامونی التهاب از سر و روی تاریخ اجتماعیاش می بارد. مفهوم را پنهان کردن و صورت را صفا دادن یک بی نظمی قشری میسازد. در سینمای شیوهگر چون مفهوم نیست، عکسالعمل نیست، عکس العملهای اجتماعی است که تحلیل می سازد و تحلیل است که با حرکت، جاده و چشم اندازی میسازد. در سینمایی که با تمام لوازمش، که داراییاش میشود، و با ادبیاتش حرکت میکند، بعد از مونتاژ کشف میشود و این کشف، میزان هنرمند بودن و خلاقیت سازنده را معلوم میکند. بنمایه در سینما گفتن موضوع است، در واقع سهم بیشتر این موضوع جهان ادبیات است، داستانگویی است. داستانگویی در سینما، با شکلی از گفتگو نویسی و این که محل حادثه تاریخ و ساعت و شب و روز بر بودنش یک معماری تازه از هنری تازه می سازد. در رمان خیابان نوشته می شود، در سینما دیده میشود. در ادبیات جنون تعریف می شود، در سینما نشان داده می شود که تعبیری دیگر دارد. سینما طعم و ادبیات نیست، سینما طعم تازهای از ادبیات است. رنگی در گوشه خیابانی است که بازیگر میگذرد. در ادبیات این رنگ نمیتواند حضوری این چنین داشته باشد، اما در سینما معنای دیگری با خودش می آورد. سینما در انبان خودش موسیقی، ادبیات، نقاشی و … را دارد. اما تمام هنرها در سینما رشد میکند و حرکت و مجموعه مستقل خودشان را دارند. در این شکل خاص است که سینما مستقل، صاحب نشانهشناسی میشود. سیمولوژی فقط در سینما با معنای مستقل خودش وجود دارد. اسطوره در سینما ممکن است بدون گفتگو و فقط از جان عکس و موسیقی و فیلمبرداری و رنگ به وجود بیاید. اما در ادبیات فقط از راه گفتگو ساخته میشود. ادبیات در سینما شکلریزی مستقل خودش را دارد، اما در سینما رشد جدا از خودش را پیدا میکند.
برچسبها: ادیبات و سینما, مسعود کیمیایی, سینما, اسطوره, نشانه شناسی [ جمعه بیست و سوم دی 1390 ] [ 23:57 ] [ امیر ]
[ ]
![]() این روزها «خانه سینمای» ایران، بزرگترین نهاد صنفی سینمایی کشور با خطر
تعطیلی مواجه است. البته تلاش برای تعطیلی این نهاد موضوع تازهای نیست و
حدود دو سال است که روشهای گوناگونی برای رسیدن به این هدف آزموده شده
است. با این همه نگرانی همکاران سینمایی و فعالان صنفی پس از اطلاع از
شکایت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از «خانه سینما» و درخواست صدور دستور
تعطیل موقت افزایش یافته است. به گمان من نگرانیها بیمورد است و اتفاقا
باید اقدام جدید این وزارتخانه را به فال نیک گرفت. طرح دعوا در محاکم
قضایی اگر به معنای ترک روشهای غیرشفاف برای تعطیلی این سازمان صنفی باشد،
گامی به پیش است و باید از آن استقبال کرد. اما آنچه تاسفبار است رویکرد
کلی برخی در مقابله با سازمانهای مردمنهاد است. در این زمینه «خانه
سینما» نه اولین سازمانی است که با چنین رویکردی مواجه میشود و نه از قرار
آخرین آنها خواهد بود. به عنوان امری پذیرفتهشده، امنیت بعد از نیازهای
زیستی اساسیترین نیاز بشر است. چنانچه این نیاز برآورده نشود، جوامع
انسانی به رشد و توسعه نخواهند رسید. با ازدیاد جمعیت، سالهاست که نقش
سازمانهای مردمنهاد در انتقال درخواستها و نیازهای مردم به دولتها و
متقابلا انتقال دیدگاههای دولت به مردم مورد پذیرش قرار گرفته است. این
رابطه مدنی هرچه گرمتر، صمیمانهتر و کارآمدتر باشد، امنیت ملی و امنیت
انسانی پایدارتر و قوامیافتهتر خواهد شد. از این دیدگاه چنین
سازمانهایی باید مورد استقبال دولتها قرار گیرند، چراکه بخش عمدهای از
وظایف آنها را به دوش میکشند و دولتها علاوه بر صرفهجویی اقتصادی،
هزینههای اجتماعی را نیز به حداقل خواهند رساند. «خانه سینما» بهویژه در
سالهای اخیر کوشیده است در انتقال درخواستهای طبیعی و منطقی جامعه اصناف
سینمای ایران چنین نقشی را ایفا کند: ازجمله دیدهبانی در زمینه وظایف
فرومانده دولت در چارچوب برنامه چهارم توسعه جمهوری اسلامی ایران برای
برقراری امنیت شغلی هنرمندان و تشکیل صندوق بیمه بیکاری که باید تا پایان
سال اول برنامه یعنی سال 1385 اجرایی میشد. در صورت تعطیلی این نهاد،
نیازها برطرف نمیشوند و درخواستها کاهش نمییابند، فقط اشکال بروز آنها
تغییر خواهند کرد. حتی تلاش برای دولتیکردن تشکلهای صنفی – مثلا در قالب
سازمان سینمایی آینده – به منظور آرامکردن آنها راه به جایی نخواهد برد.
بهترین راهحل گوشسپردن به مردم، برطرف کردن نیازهای واقعی است.
برچسبها: خانه سینما, فرهاد توحیدی, سینما, اصناف سینمایی [ جمعه بیست و سوم دی 1390 ] [ 13:28 ] [ امیر ]
[ ]
![]() شصت و نهمین دوره جایزه گلدن گلوب امسال پس فردا 15 ژانویه (26 دیماه) در هتل بورلی هیلز برگزار می شود . امسال با همه سالها برای ما یک فرق اساسی هم دارد . در بخش گلدن گلوب فیلم خارجیزبان، «جدایی نادر از سیمین» اصغر فرهادی از ایران، فیلم آمریکایی و بوسنیاییزبان «در سرزمین خون و عسل» به کارگردانی آنجلینا جولی بازیگر آمریکایی، «گلهای جنگ» ساخته ژانگ ییمو کارگردان چینی، «پسری با دوچرخه» ژان پییر و لوک داردن تولید مشترک بلژیک، فرانسه و ایتالیا و فیلم اسپانیایی «پوستی که در آن زندگی میکنم» ساخته پدرو آلمودوار نامزد دریافت جایزه هستند. و در بخش بهترین فیلم درام : نسلها (The Descendants) کمک (The Help) هیوگو (Hugo) جشن مارس (The Ides of March) مانی بال (Moneyball اسب جنگی (War Horse) حضور دارند .
برچسبها: گلدن گلاب, جدایی نادر از سیمین, سینما, 2012, فیلم [ جمعه بیست و سوم دی 1390 ] [ 1:18 ] [ امیر ]
[ ]
![]() فیلم های منتخب بخش سینمایی ایران سی امین جشنواره بین المللی فجر اعلام شد و 26 فیلم برای حضور در بخش مسابقه سینمای ایران سی امین جشنواره بین المللی فجر انتخاب شد.
روابط عمومی سی امین جشنواره بین المللی فیلم
فجرخبر داد: این آثار توسط هیاتی متشکل از عزیزالله حمیدنژاد، حبیب الله
کاسه ساز، علی رفیعی، علیرضا سجادپور، جواد طوسی، جلیل عرفان منش، مینو
فرشچی، بهمن حبشی و حمید نعمت الله برای حضور در بخش مسابقه سینمای ایران
انتخاب شد.
برچسبها: سینما, جشنواره فیلم فجر, فیلم ادامه مطلب [ پنجشنبه بیست و دوم دی 1390 ] [ 21:30 ] [ امیر ]
[ ]
به مناسبت تولد ۸۳ سالگي نابغه دنياي سينما استنلي كوبريك
استنلی کوبریک۱ در سال ۱۹۲۸ در منهتن نیویورک به دنیا آمد. او اولین فرزند از خانوادهٔ چهار نفره ژاک کوبریک و همسرش گرترود بود. خواهرش باربارا در سال ۱۹۳۴ به دنیا آمد. اجداد کوبریک از مهاجران یهودی ساکن اتریش بودند.پدر او، ژاک، پزشک بود و آنها در موقع تولد استنلی در آپارتمانی در خیابان کلینتون ۲۱۶۰ در برانکس زندگی میکردند. پدرش در دوازده سالگی شطرنج را به او آموخت که در سراسر زندگیاش به عنوان یک علاقه ماندگار شد. در سیزده سالگی، پدرش به عنوان هدیه تولد یک دوربین گارفلکس به او هدیه داد که توجه استنلی جوان را به عکاسی سوق داد. در نوجوانی به موسيقي جاز علاقه پیدا کرد و مدت کمی هم به عنوان یک نوازندهٔ درام مشغول بود. در دوران دبیرستان، کوبریک با دوربین هدیه پدرش، به طور جدی به عكاسي پرداخت و به زودی به عنوان عکاس رسمی مدرسه شناخته شد. بعد از فارغالتحصیلی، عکسهای خود را برای مجلهٔ نیویورکی لوک فرستاد. پس از مدتی به بازی حرفهای شطرنج روی آورد و در همین حال فروش عکس به مجلهٔ لوک را نیز ادامه میداد، او در سال ۱۹۴۶ به عنوان یکی از خبرنگاران تمام وقت مجله شناخته شد. در شش سال فعالیت کوبریک در مجلهٔ لوک او عکسهای بسیاری از مناظر و وقایع در آمريكا گرفت. . کوبریک کار در مجله لوک را رها کرد و دومین مستند کوتاهش را با نام «کشیش پرنده» در همان سال و با سرمایهگذاری RKO ساخت. سومین فیلمش «ملوان» اولین فیلم رنگی او به مدت ۳۰ دقیقه، «هراس و هوس» در سال ۱۹۵۳ اولین فیلم داستانی کوبریک بود. هراس و هوس، داستان گروهی سرباز بود که در جنگی خیالی پشت خطوط دشمن گیر افتاده بودند. در پایان آنها درمییافتند که تصویر دشمنان درواقع همان تصویر خودشان است (بازیگران دو نقش یکی بودند). کوبریک و همسرش توبا متز تنها عوامل فیلم بودند و داستان را دوست کوبریک «هوارد ساکلر» نوشته بود که بعدها نویسندهٔ موفقی شد. فیلم با برخورد خوبی مواجه شد اما توفیق تجاری نیافت. بعدها وقتی کوبریک کارگردان مهمی شد آن را اثر یک تازهکار که باعث خجالت او است نامید و نگذاشت که در هیچجا به عنوان آثار قبلی او نمایش داده شود. «کشتن» اولین فیلم کوبریک با بازیگران و دستاندرکاران حرفهای بود. فیلم بهخوبی از روش داستانگویی غیرخطی استفاده کرده بود که در دههٔ ۵۰ نامتداول بود و اگرچه توفیق تجاری نیافت ولی با تحسین منتقدان مواجه شد. تحسین زیاد از فیلم توجه استودیوی «متروگلدین مهیر» را جلب کردو اين شروع كار كوبريك در سينماي حرفه اي بود . کوبریک دیدگاه بسیار روشن بینانه خود را درباره عصر ماشینی و دنیای صنعتی که در آن به سر می بریم به خوبی در فیلم درخشان 2001 : یک ادیسه فضایی ( 1968) نشان می دهد، جایی که به نظر می رسد سرانجام کامپوتر ها و ماشین ها خود ویران کننده زندگی بشری هستند، در نهایت از دل همان تکنولوژی انسانی نو در قالب کودکی جدید متولد می شود. او در این فیلم نشان داده است که انسان در این فضای ماشینی غرق نشده است. حیات انسانی در نهایت براثر تکنولوژی مدرن فرمی جدید می یابد اما این فرم جدید دیگر محدود به زمین نیست، نکته دیگری که عموماً می توان آن را در فیلمهای کوبریک مشاهده کرد ربط دادن مفهوم خشونت به گذشته، و عموماً قرن هجدم اروپاست. در واقع کوبریک از این تکنیک استفاده کرده است تا به ما بگوید که ریشه خشونت نه در تکنولوژی و ماشین، که در روحیه و روانشناسی بدوی ماست.کوبریک با وجود ذوق و هنر فراوانی که در عرصه سینما داشت، کم کار بود و در اواخر دوران کاری اش هم بسیار کم کارتر شد کوبریک در سال 1999 با دوازده سال فاصله از فیلم قبلی اش، فیلم بحث برانگیز دیگری ساخت : چشمان کاملا بسته. این فیلم نیز انتقاد تند و گزنده ای را در بر داشت، اما این بار این انتقاد درباره سست بودن پایه های خانواده در زندگی امروز، خصوصا زندگی آمریکایی بود، و از همه مهم تر پنهان بودن لایه های خیانت در بافت این خانواده که هر لحظه با تلنگری ممکن است سر بر آورد. کوبریک پیش از آنکه فیلمش به نمایش عمومی دربیاید در 7 مارس 1999درگذشت و پخش این فیلم مدت کوتاهی بعد از مرگش در آمریکا آغاز شد. فیلم انتقادات شدیدی را در بر داشت و اداره سانسور آمریکا بخش هایی از فیلم را حذف کرد.استنلی کوبریک در تاریخ سینما جایگاه مهم و ویژه ای دارد، هم به دلیل فیلم های پراهمیت وبحث برانگیز ش، هم به دلیل تکنیک منحصر به فرد و خلاقه اش و هم به دلیل تملک قاطعانه فیلم هایش وجلوگیری از دخالت های تهیه کنندگان و سرمایه داران.استنلی کوبریک» در سال 1997 شیر طلای افتخاری ونیز را بهپاس یک عمر دستاورد سینمایی دریافت کرد. فيلم شناسي :
استنلي كوبريك در سايت اي ام دي بي ۱. اين مقاله برگرفته و خلاصه شده از سايت ويكيپديا مي باشد. برچسبها: استنلی کوبریک, سینما, چشمان کاملا بسته, اودیسه [ دوشنبه سوم مرداد 1390 ] [ 11:41 ] [ امیر ]
[ ]
در نگاه اول واقعا سوال ساده و ابتدايي به نظر مي رسد ولي وقتي كمي دقيق بشويد از همه نظر ميتوان آن را تفسير و تحليل كرد . از منظر روانشناسي ، اجتماعي و حتي سياسي ... روبرت صفاريان در شماره 35 نقد سينما مقاله اي دارد به نام " لذت سينما " كه در آن به جنبه هاي مختلف لذت فيلم ديدن اشاره مي كند و مقاله خود را اينگونه شروع مي كند : "موقع تماشاي فيلم از چه چيزي لذت ميبريم ؟ چه چيز سينما بيننده را مجذوب مي كند ؟ به عبارت ديگر سينما چيست و لذتي كه از فيلم ديدن مي بريم چه ربطي به هنر دارد ؟ چون فيلم را مي فهميم از آن لذت مي بريم ، يا چون آن را حس مي كنيم ؟ " در ادامه روبرت صفاريان بحث را به شاخه هاي ديگري هم مي كشاند كه فعلا از بحث ما خارج است . در يكي از سوالات مي پرسد كه سينما چيست ؟ سینما شاخهای از هنر است که در آن یک داستان به وسیله دنبالهای از تصاویر متحرک (فیلم) نمایش داده میشود. یک اثر سینمایی که فیلم سینمایی نامیده میشود، از عناصر تصویر (به صورت مجموعهای از فریمها) و صدا (گفتگو، صدا و موسیقی) تشکیل شدهاست. یک فیلم بر اساس فیلمنامه یا سناریو و توسط مجموعهای از بازیگرها، کارگردان، فیلمبردار و عوامل دیگر ساخته میشود. سینما جدیدترین شاخه هنر، معروف به هنر هفتم است که امروزه یکی از عمومیترین و محبوبترین تولیدات هنری را ارایه میکند. اين خلاصه اي از تعريف فيلم سينمايي است . سينما از هر هنر مي توان گفت شاخه اي را برداشته تا خود را تكميل كند و اينگونه به نظر مي رسد كه تمامي تكامل هنرهاي ديگر در خدمت سينما بوده اند . و شايد به همين علت است كه طرفداران فيلم و سينما بيش از هر هنر ديگري است و برخلاف هنرهاي ديگر كه مختص خواص است سينما كليت جوامع اعم از عام و خاص را ارضاء مي كند . كنجكاوي حسي است كه در كليه انسانها به صورت شدید و یا ضعیف وجود دارد . اگر در زمان هاي قدیم راوياني بودند كه با تعريف سفر نامه ها و افسانه اين حس را در درون انسان قلقلك مي دادند و بعدتر ها كه كتاب به صورت عمومي در آمد و در اختيار همه اقشار جامعه قرار گرفت این وضیفه بر عهده نوشتار کتاب بود . از صده گذشته با پيدايش سينما، این اختراع بزرگ نه تنها داستان را روايت مي كرد كه حتي تصوير و صداي آن را هم به نمايش مي گذاشت و چيزي وراي تخيلي آدمي را روبروي او قرار مي داد و باعث شگفتي او را پديد مي آورد و حس کنجکاوی انسان امروزی را بهتر قلقک می داد . امروزه صنعت سينما به سويي مي رود كه هدف اصلي خود را بر موضوع سرگرمي سازي تمركز داده و ابزارهايي همچون صداي دالبي ، سينماي سه بعدي و ... در خدمت سرگرم كردن هر چه بيشتر مخاطب بكار گرفته مي شود . بر خلاف روند امروزي به اعتقاد من هدف اصلي و اساسي هر هنري و به خصوص سينما به فكر واداشتن مخاطب و درگير كردن ذهن او زماني بعد از تماشاي فيلم و نه فقط در هنگام حضور در سينما است . اگر چه هنوز مي توان ادعا كرد كه درصد كمي از ساخت فيلم هاي سينمايي را در این حیطه دسته بندي كرد كه ازاين همه توليد سهم كمي است اما شايد بتوان به جرات گفت كه سينما تاثير گذار و پرطرفدارترين هنر قرن معاصر بوده و هست . برچسبها: سینما, نقد, سرگرمی, هنر, فیلم [ پنجشنبه سی ام تیر 1390 ] [ 12:18 ] [ امیر ]
[ ]
در ۱۵ سالگی آموختم که مادران از همه بهتر می دانند و گاهی اوقات پدران هم. در ۲۰ سالگی یاد گرفتم که کار خلاف فایده ای ندارد، حتی اگر با مهارت انجام شود. در ۲۵ سالگی دانستم که یک نوزاد، مادر را از داشتن یک روز هشت ساعته و پدر را از داشتن یک شب هشت ساعته، محروم می کند. در ۳۰ سالگی پی بردم که قدرت، جاذبه مرد است و جاذبه، قدرت زن. در ۳۵ سالگی متوجه شدم که آینده چیزی نیست که انسان به ارث ببرد؛ بلکه چیزی است که خود می سازد. در ۴۰ سالگی آموختم که رمز خوشبخت زیستن، در آن نیست که کاری را که دوست داریم انجام دهیم؛ بلکه در این است که کاری را که انجام می دهیم دوست داشته باشیم. در ۴۵ سالگی یاد گرفتم که ۱۰ درصد از زندگی چیزهایی است که برای انسان اتفاق می افتد و ۹۰ درصد آن است که چگونه نسبت به آن واکنش نشان می دهند. در ۵۰ سالگی پی بردم که کتاب بهترین دوست انسان و پیروی کورکورانه بدترین دشمن وی است. در ۵۵ سالگی پی بردم که تصمیمات کوچک را باید با مغز گرفت و تصمیمات بزرگ را با قلب. در ۶۰ سالگی متوجه شدم که بدون عشق می توان ایثار کرد اما بدون ایثار هرگز نمی توان عشق ورزید. در ۶۵ سالگی آموختم که انسان برای لذت بردن از عمری دراز، باید بعد از خوردن آنچه لازم است، آنچه را نیز که میل دارد بخورد. در ۷۰ سالگی یاد گرفتم که زندگی مساله در اختیار داشتن کارت های خوب نیست؛ بلکه خوب بازی کردن با کارت های بد است. در ۷۵ سالگی دانستم که انسان تا وقتی فکر می کند نارس است، به رشد و کمال خود ادامه می دهد و به محض آنکه گمان کرد رسیده شده است، دچار آفت می شود. در ۸۰ سالگی پی بردم که دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترین لذت دنیا است. در ۸۵ سالگی دریافتم که همانا زندگی زیباست..»
نكته : گابريل گارسيا ماركز تويسنده رمان صد سال تنهايي و برنده جايزه نوبل ادبي در سال ۱۹۸۲
برچسبها: گابریل گارسیا مارکز, صد سال تنهایی, جایزه نوبل, زندگینامه [ دوشنبه ششم تیر 1390 ] [ 18:44 ] [ امیر ]
[ ]
برچسبها: داستان کوتاه, سواره نظام کوهستان, جنگ, سرباز ادامه مطلب [ سه شنبه سی و یکم خرداد 1390 ] [ 11:43 ] [ امیر ]
[ ]
نياز نيست حتما در بطن سينماي ايران باشيد تا بفهميد كه اين روزها سينما مثل بچه يتيمي است كه هر كس و ناكسي از گرد راه نرسيده پس گردني نثارش ميكند تا به همه ثابت شود كه هنوز دلسوز تر از دايه در اين مملكت زياداند و مثل همه امور جاري كشور كه سالهاست به صورت ديمي (هردمبيل) انجام مي شود. از فوتبال گرفته تا بحث ادغام وزارت خانه ، سينماي مبتذل و خانه سینما و ... كه اگر بخواهيم مثال بزنيم از حوصله ما خارج است . سينما هم مثل تمام مقوله ها استثنا نبوده و نيست و از دست اين دوستان همه چيز دان در امان نمانده و مورد تاخت و تاز قرار گرفته . از وزير ارشاد و معاونت سينمايي و مهندسين فرهنگي و اتحاديه كاميون داران و ... حتي جناب آقاي حاج سعيد قاسمي. به نظر بعضي از دوستان هر كسی كه در طول عمر يكبار هم به سينما رفته باشد ميتواند مدعي نقادی سينما را به گردن بیاویزد و حق نظر دادن در اين خصوص را دارد و يا حتي با جمع بندي مباحث عرفاني و فلسفي به برداشت هايي عجيبي برسد و آنها را مهندسی فرهنگی بنامد . كم نبودند مقاله هايي كه در اين چند ساله از اين دوستان چاپ شد كه موجب بهت اهالي سينما و حتي خود فیلمسازان شد . در زمان جشنواره گويا نشستي با حضور صاحبنظران سينما(؟) به نام چشم انداز جشنواره فيلم فجر برگزار گرديد كه متن كامل را سايت رجا نيوز منتشر كرده است ولي به علت اينكه متن بسيار طولاني است من مي خواهم فقط بيست جمله از اين گفتار را براي شما در اين وبلاگ قرار دهم تا شما بيشتر با افكار اين صاحبنظران سينما آشنا شويد. در نظر داشته باشيد كه سينما مدرسه نيست و هدف تربيت انسانها به وسيله ابزار سينما به زمان رژيم هاي كمونيست و .. بر مي گردد. ضمنا نام نويسندگان جملات را ننوشتم تا بدون پيش زمينه آنها را مطالعه كنيد و اگر خيلي علاقه مند هستيد كه از نامشان مطلع شويد در آخر لينك اصلي خبر را قرار خواهم داد. 1- سینمای ما در تصویر زیست جهان یا سبک زندگی مسلمان یا حتی شهروند معتقد به نظام جمهوری اسلامی ایران ناتوان است. 2- در سال 100 فيلم ساخته مي شود كه 90 درصد آنها از فاصله تجريش تا ونك است كه به جرأت ميگويم دو دروغ بزرگ در واژه «سينماي ايران» مستتر است؛ اولين دروغ خود واژهي سينماست و دومين دروغ، اطلاق واژهي ايران به اين سينماست؛ چرا كه شما تاريخ ايران و انقلاب را در اين سينما نميبينيد. 3- واقعیت این است که در جشنواره امسال هیچ نشانی از جوانانی که در حماسه 9 دی یا راهپیمایی 22 بهمن شرکت میکنند و برای جامعه و اعتقادات خود ارزش قائلند، نیست! جوانهای حاتمیکیا همه بریده از خانواده، عصیانگر گذشته پدران خود، نا امید و مهاجمند. 4- اتفاقا به نظر من سينماي ما بايد دولتي باشد. ما انقلابي كرديم كه جمهوريت در نظام حاكم شده و كسي كه رأي ميآورد، نماينده مردم است. اتفاقا بايد بگوييم كه چرا دولتي نيستي؟ 5- مشكل ما اين است كه يك جمهوري اسلامي داريم و يك كشور تجزيهشده به نام سينما! 6- كدام كشوري را سراغ داريد كه رييسجمهورشان را بكشند و رسما بگويند ما كشتهايم و آن كشور هيچ فيلمي در رابطه با آن نساخته باشد؟ 7- كدام موضوع از زندگي شهيد رجايي دراماتيكتر است كه كاسه و بشقابفروش كنار خيابان رييسجمهور شود؟ 8- اگر آمريكا بود، اجازه ميداد سينمايش تا اين حد با مسائل ملي فاصله بگيرد؟ آنها افتخارشان اين است كه براي مسائل مليشان فيلم ساختهاند. 9- خانم پروانه معصومي در مقابل رهبري گفت كه ميخواهم از وضعيت زن در آيينه سينماي ايران انتقاد كنم من در روستا زندگي ميكنم و اين خانمهايي كه در ده با من هستند، ميگويند ما اصلا اين سينما و تلويزيون را نميشناسيم؛ پس ما كجاي آن هستيم؟ 10- الآن گفته ميشود كه مردم در روستاها از ماهواره استفاده ميكنند. اگر با اين افراد صحبت كنيد، آنها ميگويند وقتي كه زندگي خودم را در سينما و تلويزيون شما نميبينم، چرا بايد تجريش تا ونك را ببينم؟ 11- به نظر من سينماي دولتي بد و خوب ندارد؛ سينماي دولتي دروغ و ريا را رشد ميدهد كه البته رشد داده است؛ پس ما سينماي دولتي خوب نداريم. بايد به فيلمساز گفته شود كه با توجه به دو مميزي دين مردم و مصالح ملي فيلم بسازيد. 12- آيا شما فكر ميكنيد سينماي آمريكا، سينماي آزادي است؟ به جرأت ميتوانم بگويم كه اينگونه نيست. مترقيترين فيلمساز آمريكايي با مرتجعترين فيلمسازشان در «مصالح ملي» مشترك هستند؛ چيزي كه ما اصلا متوجه نميشويم و بلد نيستيم. 13- چرا كوبريك راجع به جنگ ويتنام همان حرفي را ميزند كه جان وين ميزند. بايد دقت كرد اين مسأله فقط در سايه هدايت هوشمندانه حاصل نميشود. آنها اين مورد را در خود نهادينه كردهاند. 14- ما در سال، 100 فيلم ميسازيم كه حتا پنج عنوان از آنها بهدرد جوانان نميخورد. 15- نمایش این فیلمها برای جامعهای که اکنون مدعی است تحولات صورت گرفته در خاورمیانه و جهان عرب نتیجه و بازتاب انقلاب اسلامی آنهاست، یک عقبگرد همه جانبه است. 16- با توجه به ادعای ابراهیم حاتمیکیا مبنی بر اعتماد کردن به ایشان، فرض کنیم نتیجه اعتماد به ایشان یعنی فیلم "گزارش یک جشن" قرار است در لبنان، مصر یا تونس به نمایش گذاشته شود؟!نمایش تقابل عدهای جوان در مقابل حکومت؛ جوانانی که از خانواده و جامعه بریده، در یک کارخانه صابون سازی که خانمی به تشخیص خود آن را به بنگاه ازدواج تبدیل کرده و در مقابل هیچ نهادی پاسخگو نیست، به دنبال نیمه گمشده خود هستند! در حالیکه گویی در یک جزیرهی جدا زندگی میکنند 17- سینمای ما به ویترینی برای یک مشت افراد غر غرو ، جوانهای لاقید دل در گرو خارج داده، مردان و زنان خسته، رزمندههای پشیمان، دولتیهای روشوه بگیر و نامرد، بازاریان دو زنه و ... تبدیل شده است. 18- سینمای ما نه جنبه سیاحتی و آموزشی دارد نه مناسب صدور است. 19- سیاستمداران پا توی کفش هنرمندان کردهاند یا برعکس! 20- بحث سفارش، حمايت يا هدايت سينما در تمام دنيا وجود دارد، اما بحث ما بر سر هوشمندي اين اتفاقهاست. متن كامل خبر در سايت رجاء نيوز برچسبها: سینما, مهندسی فرهنگی, رجا نیوز, سیاست [ سه شنبه هفدهم خرداد 1390 ] [ 19:51 ] [ امیر ]
[ ]
|
|
| [ طراح قالب : پيچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||