تبليغاتX
ادبیات و سینما
نقد و بررسی سینمای ایران و جهان CINEMA & LITERATURE
NOVELIST نويسنده

امروز نمی خواهم موعظه کنم و یا خطابه سر دهم . فقط مدتی ست در حال کلنجار رفتن با خودم هستم . سوالی بدجوری من را به خودش درگیر کرده . هنوز هم که دارم می نویسم ذهنم مشغول محاسبه ست . شاید با مطرح کردن این مطلب در این بحث موجب شود که من به پاسخ مورد نطر برسم.

آیا نویسنده آزاد است تا هر چه در ذهن دارد را بیان کند ؟ آیا جز در برابر شخص خود مسئولیتی ندارد ؟ یا به عکس ـ نسبت به خوانندگانش ـ نسبت به جامعه ای که در ان سخن می گوید مسئول است ؟

ژان پل سارتر در شصست سال پیش در کتاب " ادبیات چیست ؟ " چنین می گوید " ما می خواهیم در تعغیر دادن جامه ای که ما را  در میان گرفته است شرکت کنیم ـ ما می خواهیم ادبیات وظیفه اجتماعی خود را که هرگز نمی بایست فرو گذاشته باشد دوباره بر عهده گیر " سارتر حتی می گفت که نوشتن " شکل ثانوی عمل " است و بنابر این ادبیات موظف است که مانند دیگر شکلهای عمل به ویژه عمل سیاسی در تحول تاریخی و اجتماعی شرکت کند . حاصل این کار چیست ؟ نه اینکه نویسنده نقد     می شود به تاریخ مصرف داشتن آثار . و از طرفی درونیات یک نویسنده یا هر هنرمندی انعکاس رفتار بیرونی اوست که از طرف جامعه ـ مردم ـ و ... تشدید می شود . پس یک نویسنده از کدام لبه باید پرت نشود ؟

در جامعه امروزی ما ـ نویسندگان خواسته یا ناخواسته فعالیت اجتماعی و سیاسی اش را از فعالیت ادبی اش دقیقا جدا می کنند.از یک سو نویسنده شهروندی است که مانند دیگر شهروندان در فعالیتهایی که مبتنی براصول  اخلاقی اش است شرکت داردو از سوی دیگر هنرمندی ست که در برابر کاغذ سفیدش می کوشد تا در این جهان تاریک و آشفته و پر هیجانهایی که هنوز نامی ندارند خود را بشناسد. این فاصله و جدایی ست که ایجاد شبه می کند . از ترس نقد شدن است ؟ یا شیوه صحیح همین است ؟ در تاریخ در ادبیات تمامی ملل نوشته ها انعکاس فضای سیاسی و اجتماعی ست . و همین نوشته ها هستند که بهتر از مورخین تاریخ را روایت می کند . تاریخ ما را چه کسانی می نویسند ؟ مورخین یا نویسندگان ؟

نویسنده جهان درونی انسان را به روی خواننده می گشاید . برای این کار ـ باید تجربه ای از زندگی داشته باشد ولو اینکه بخواهد شخصیتی منفی و منحرف را وصف کند . نویسنده نمی تواند یک مرد ترسو را وصف کند مگر اینکه خودش  یک بار ترسیده باشد . ودر پايان" اوژن یونسکو " در این باره        می گوید:

" اثر هنری نیاز به تولد دارد ـ چنانچه کودک نیازمند تولد است .اثر هنری از اعماق روح بر می آید . کودک برای جامعه زائیده نمی شود ـ هر چند که جامعه او را در اختیار می گیرد . کودک برای زائیده شدن زائیده می شود . اثر هنری خود را به نویسنده تحمیل می کند ـ می خواهد وجود بیاید و کاری ندارد به اینکه جامعه او را طلبیده یا نه . "

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 4:58  توسط امیر  |