|
نقد و بررسی سینمای ایران و جهان CINEMA & LITERATURE
|
.jpg)
ما مانده ایم و بهت غم انگیز خانه ها
خوابیم و خانه پر شده از موریانه ها
خوابیم و بر زمین و زمان بوسه می زنند
چون افعیان پیر ، لب تازیانه ها
کم خونی از نگاه بشر زار می زند
پر می شود ز خون دل ما خزانه ها
در سوگ خویش مرثیه خوانیم روز و شب
از یادمان گریخته لحنِ ترانه ها
ما مرغهای عشق پرو بال خویش را
ارزان فروختیم به این آب و دانه ها
چندیست با هوای قفس خو گرفته ایم
یادش بخیر وسعت آن آشیانه ها
*
دردی زبانه می کشد اکنون در این غزل
می سوزم آه دم به دم از این زبانه ها
( شعری از ابراهیم بوالحسنی)