تبليغاتX
ادبیات و سینما
نقد و بررسی سینمای ایران و جهان CINEMA & LITERATURE

سانگ ایل گوک - جومونگ

در حالی که از تب نمی دونستم چه بلایی به سر خودم بیارم پتو را از روم کنار زدم داشتم خفه میشدم لعنت به این آنفولانزا لعنت به این آنفولانزا  از روی تخت بلند شدم ماهیچه های بدنم همگی قفل شده  کمرم تیر می کشه  . خدایا این چه جور مرضی است که توی جونم افتاده. در یخچال را که باز می کنم باد سرد یخچال توی صورتم آرامش بخشه ولی اون هم زیاد دوام نمیاره .  قرص استامینوفن را که پیدا کردم سریع ۲ عدد را بلعیدم . به امید رفع تب. هر چی توی تخت غلت می خوردم این سر درد اجازه خواب را صادر نمی کرد . کمی تازه چشمهام گرم شده بود که بچه ها فریاد زدند الان جومونگ شروع میشه و من تا اومدم حرفی بزنم ولوم تلوزیون رفت روی ۸۰  اسنخوان جمجمه ام در حال ترکیدن بود .خدایا  هر چی چشم بادمی مخصوصاْ این کره‌ای هاش را نبخشه که من را از خواب آروم محروم کردند . هنوز صدای چکاچاک شمشیرشون توی مخم سوت می کشه . بماند توی این مدت پخش سریال جومونگ چند تا فیلم و اخبار و برنامه خوب را از دست دادم . (این دختره سوسانا اصلاً قشنگ که نیست هیچی زشت هم هست )

اینها به کنار آقای صالح علاء در برنامه دو قدم مانده به صبح یک ساعت به تمجید از این سریال پرداخته و آقای جیرانی را ترغیب کردند که این آقای سانگ ایل گوک یا همان جومونگ  در راه تهران هستند و چه خوب میشد به این برنامه بیایند و ما یک مصاحبه مفصل با ایشون انجام بدهیم. داشتم با خودم فکر می کردم ای دل غافل از دنیا حسابی عقب افتادی و از درک این سریال ژرف با بازیهایی در حد اسکار و بوندس لیگا هیچی نفهمیدی . دریغ چه زود دیر می شود ...

تحولات اساسی :

- در اولین فرصت دی وی دی های سریال لاست را شکسته و یک سری از سریال ژرف افسانه جومونگ خریداری شود.

- در هنگام تب و سردرد شدید به جای استراحت صحنه های کشته شدن دسته جمعی دو سه هزار نفر چشم بادمی را با صدای بلند تماشا بنمایم .

- در اولین فرصت اس ام اسی برای حضرت صالح علاء بفرستم و از ایشون و دوست گرانقدرشون آقای فریدون جیرانی تشکر و قدردانی به عمل آورم .

 - در اولین فرصت ممکن بلیت سفر به گوگوریو سرزمین عشق و بویو سرزمین جنگ و هان سرزمین آدم بدها تهیه گردد.

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 17:3  توسط امیر  | 


سنگ میخواست که همچنان سنگ باقی بماند ولی سنگتراش میخواست که سنگ آن باشد که او میخواهد ... در این جدال حرامزاده ای بیش به دنیا نیامد...یک اثر هنری

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 18:9  توسط امیر