<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>ادبیات و سینما</title>
<link>http://noshmak.blogfa.com/</link>
<description>نقد و بررسی سینمای ایران و جهان CINEMA  &amp; LITERATURE</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 17 Oct 2009 06:53:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>خبرهای این روزها</title>
<link>http://noshmak.blogfa.com/post-62.aspx</link>
<description>خبر اول : 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پرده برداری از پوستر فیلم جدید مسعود کیمیایی محاکمه در خیابان &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 203px; HEIGHT: 187px&quot; border=0 hspace=0 alt=&quot;محاکمه در خیابان&quot; align=baseline src=&quot;http://www.30nema.com/images/pictures/mohakeme_dar_khiyaban_30nema_3_1264.jpg&quot; width=309 height=415&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خبر دوم :&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و بعد از سالها بالاخره اکران فیلم به رنگ ارغوان ابراهیم حاتمی کیا &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 208px; HEIGHT: 218px&quot; border=0 hspace=0 alt=&quot;به رنگ ارغوان&quot; align=baseline src=&quot;http://www.30nema.com/images/pictures/khazar_masoomi_30nema_13_copy_502.jpg&quot; width=304 height=380&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=7&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt;&lt;FONT size=5&gt;ا&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;ین دو خبر چه ربطی به هم دارند؟ سوال خوبی بود . &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ffff00 size=7&gt;&lt;FONT color=#000000 size=2&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt;مسعود کیمیایی که بعد از سالهای پر فراز و نشیبی که بعد از انقلاب داشته و طرفداران دو آتیشه ایشون هم دیگه حتی جراعت دفاع کردن از فیلمهای جدیدشون را ندراند . مدام داره سعی می کنه با ترفند های مختلف باز به اون اعتبار قبلیش برگرده و هر دفعه که شروع به ساختن فیلم جدیدی می کنه همه لحظه شماری می کنند تا ترفند جدید استاد را ببینند .&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نکته : استاد در نوشتن برعکس فیلم سازی کارش هر روز بهتر از دیروزه  مثلاً کتابهای اخیرش جسدهای شیشه ای و حسد . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ابراهیم حاتمی کیا با فیلم آخرش &quot; دعوت &quot; که درباره مسئله بحث برانگیز سقط جنین و با اون سبک اپیزودیکش و بازیگران زیاد و جور وا جورش توی گیشه خوب عمل کرد ولی با واکنش تند منتقدین  مواجه شد . تنها نفری بود که از انتخاب شدن دوباره رئیس جمهور احمدی نژاد سود برد و شمقدری برای این سینماگر سیمرغی ریش گرو گذاشت و بالاخره فیلم به رنگ ارغوان پس از فکر کنم ۴ سال اجازه نمایش گرفت .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ما که مثل همیشه منتظریم تا هم فیلم &quot; به رنگ ارغوان &quot; و &quot; محاکمه در خیابان &quot; را ببینیم .&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 17 Oct 2009 06:53:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=noshmak&amp;postid=62</comments>
<dc:creator>noshmak</dc:creator>
<guid>http://noshmak.blogfa.com/post-62.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ضد جومونگ یا درگیری لفظی با سوسانا</title>
<link>http://noshmak.blogfa.com/post-61.aspx</link>
<description>&lt;br /&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;img style=&quot;WIDTH: 179px; HEIGHT: 241px&quot; border=&quot;0&quot; hspace=&quot;0&quot; alt=&quot;سانگ ایل گوک - جومونگ&quot; align=&quot;baseline&quot; src=&quot;http://www.jumong.ir/photos/5481695-jumong.ir-songilgook2.jpg&quot; width=&quot;215&quot; height=&quot;306&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;در حالی که از تب نمی دونستم چه بلایی به سر خودم بیارم پتو را از روم کنار زدم داشتم خفه میشدم لعنت به این آنفولانزا لعنت به این آنفولانزا  از روی تخت بلند شدم ماهیچه های بدنم همگی قفل شده  کمرم تیر می کشه  . خدایا این چه جور مرضی است که توی جونم افتاده. در یخچال را که باز می کنم باد سرد یخچال توی صورتم آرامش بخشه ولی اون هم زیاد دوام نمیاره .  قرص استامینوفن را که پیدا کردم سریع ۲ عدد را بلعیدم . به امید رفع تب. هر چی توی تخت غلت می خوردم این سر درد اجازه خواب را صادر نمی کرد . کمی تازه چشمهام گرم شده بود که بچه ها فریاد زدند الان جومونگ شروع میشه و من تا اومدم حرفی بزنم ولوم تلوزیون رفت روی ۸۰  اسنخوان جمجمه ام در حال ترکیدن بود .خدایا  هر چی چشم بادمی مخصوصاْ این کره‌ای هاش را نبخشه که من را از خواب آروم محروم کردند . هنوز صدای چکاچاک شمشیرشون توی مخم سوت می کشه . بماند توی این مدت پخش سریال جومونگ چند تا فیلم و اخبار و برنامه خوب را از دست دادم . (این دختره سوسانا اصلاً قشنگ که نیست هیچی زشت هم هست )&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;اینها به کنار آقای صالح علاء در برنامه دو قدم مانده به صبح یک ساعت به تمجید از این سریال پرداخته و آقای جیرانی را ترغیب کردند که این آقای سانگ ایل گوک یا همان جومونگ  در راه تهران هستند و چه خوب میشد به این برنامه بیایند و ما یک مصاحبه مفصل با ایشون انجام بدهیم. داشتم با خودم فکر می کردم ای دل غافل از دنیا حسابی عقب افتادی و از درک این سریال ژرف با بازیهایی در حد اسکار و بوندس لیگا هیچی نفهمیدی . دریغ چه زود دیر می شود ... &lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#00ff00&quot; size=&quot;1&quot;&gt;&lt;strong&gt;تحولات اساسی :&lt;/strong&gt; &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#00ff00&quot; size=&quot;1&quot;&gt;- در اولین فرصت دی وی دی های سریال لاست را شکسته و یک سری از سریال ژرف افسانه جومونگ خریداری شود.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#00ff00&quot; size=&quot;1&quot;&gt;- در هنگام تب و سردرد شدید به جای استراحت صحنه های کشته شدن دسته جمعی دو سه هزار نفر چشم بادمی را با صدای بلند تماشا بنمایم .&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#00ff00&quot; size=&quot;1&quot;&gt;- در اولین فرصت اس ام اسی برای حضرت صالح علاء بفرستم و از ایشون و دوست گرانقدرشون آقای فریدون جیرانی تشکر و قدردانی به عمل آورم .&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#00ff00&quot; size=&quot;1&quot;&gt; - در اولین فرصت ممکن بلیت سفر به گوگوریو سرزمین عشق و بویو سرزمین جنگ و هان سرزمین آدم بدها تهیه گردد.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Sat, 22 Aug 2009 13:32:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=noshmak&amp;postid=61</comments>
<dc:creator>noshmak</dc:creator>
<guid>http://noshmak.blogfa.com/post-61.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سنگ و سنگتراش</title>
<link>http://noshmak.blogfa.com/post-60.aspx</link>
<description>&lt;BR&gt;سنگ میخواست که همچنان سنگ باقی بماند ولی سنگتراش میخواست که سنگ آن باشد که او میخواهد ... در این جدال حرامزاده ای بیش به دنیا نیامد...یک اثر هنری&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 14 Aug 2009 14:38:55 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=noshmak&amp;postid=60</comments>
<dc:creator>noshmak</dc:creator>
<guid>http://noshmak.blogfa.com/post-60.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>فیلمی برای دیدن - بچۀ عوضی‎‎‏ ‏/ Changeling</title>
<link>http://noshmak.blogfa.com/post-59.aspx</link>
<description> 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 277px; HEIGHT: 297px&quot; border=0 hspace=0 alt=&quot;بچۀ عوضی‎‎‏ ‏/ Changeling&quot; align=absMiddle src=&quot;http://blogs.manchestereveningnews.co.uk/film/changeling.jpg&quot; width=149 height=352&gt; بچۀ عوضی‎&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=4&gt;‎‏ ‏&lt;SPAN lang=en-us&gt;/ &lt;/SPAN&gt;Changeling&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;کارگردان: کلینت ایست وود. فیلمنامه: جی. مایکل استراچینسکی. موسیقی: کلینت ایست وود. مدیر فیلمبرداری: تام ‏اشترن. تدوین: جوئل کاکس، گری روچ. طراح صحنه: جیمز جی. موراکامی. بازیگران: آنجلینا جولی[کریستین کالینز]، ‏گتلین گریفیث[والتر کالینز]، میشل مارتین[سندی]، مایکل کلی[کارآگاه لستر یبارا]، جان مالکوویچ[کشیش گوستاو ‏برایگلب]، کولم فیوره[رئیس پلیس جیمز ئی. دیویس]، جفری داناوان[سروان جی. جی. جونز]، دنیس اوهارا[دکتر ‏جاناتان استیل]. 141 دقیقه. محصول 2008 ...&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;خلاصه فیلم :&lt;/STRONG&gt; سال 1928، لس آنجلس. کریستین کالینز مادر مجرد مجبور می شود برای رفتن به سر کار پسر 9 ساله اش والتر را در ‏خانه تنها بگذارد. اما زمانی که بازمی گردد، والتر را در خانه نمی یابد. جست و جوهایش نتیجه نمی دهد و مراجعه اش ‏به پلیس نیز سود چندانی ندارد. اما خطابه کشیش گوستاو برایگلب درباره فساد، بی لیاقتی و سهل انگاری پلیس لس ‏آنجلس سبب می شود تا رئیس پلیس و مامورین پرونده به دست و پا بیفتند. چند ماه بعد، پلیس به کریستین اطلاع می دهد ‏فرزندش زنده در شهری دیگر یافته شده است. اما زمانی که کریستین برای تحویل گرفتن پسرش در مراسم برگزار شده ‏توسط پلیس در ایستگاه راه آهن حاضر می شود، خود را با بچه ای عوضی روبرو می بیند .....&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 30 Jun 2009 13:58:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=noshmak&amp;postid=59</comments>
<dc:creator>noshmak</dc:creator>
<guid>http://noshmak.blogfa.com/post-59.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پس فطرت های ضایع Inglourious Basterds  </title>
<link>http://noshmak.blogfa.com/post-58.aspx</link>
<description> 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 211px; HEIGHT: 326px&quot; border=0 hspace=0 alt=inglourious-basterds align=baseline src=&quot;http://moviesmedia.ign.com/movies/image/article/955/955662/inglourious-basterds-20090220000844483_640w.jpg&quot; width=209 height=380&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;این روزها بعد از جشنواره کن همه جا صحبت از فیلم جدید کوئنتین تارانتینو Quentin Tarantino است . &quot;پس فطرت های ضایع&quot; Inglourious Basterds فیلمی که بازخوردهای زیادی داشت از طرفدارهای آتشین تا مخالفان منطقی ، همین مسئله نوید دیدن فیلم جذاب دیگری را از این استاد مسلم سینما می دهد .ما هم که مثل همیشه باید منتظر بمونیم تا کی بتونیم dvd فیلم را با هزار جور ترفند در کمترین زمان ممکن پیدا بکنیم و بعد با یک زیرنویس مزخرف که مدتی است رواج پیدا کرده به تماشا بنشینیم . حالا بماند عقده صدای دالبی و تصاویر اج دی ....&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;مصاحبه جالبی خوندم از سایت سینمای ما که خانم شیدا شیرازی با آقای کوئنتین تارانتینو انجام داده بود . بد ندیم برای دوستانی که نتونستند و یا اصلاً با این سایت آشنایی ندارن لیکنش را بزارم تا شما هم از قافله عقب نمونید . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.cinemaema.com/module-pagesetter-viewpub-tid-26-pid-934.html&quot; target=_blank&gt;مصاحبه خانم شیدا شیرازی با کوئنتین تارانتینو&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=9TadvFY3rA8&quot; target=_blank&gt;لینک تریلر فیلم Inglourious Basterds در سایت youtube&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.imdb.com/name/nm0000233/&quot; target=_blank&gt;تصاویر کوئنتین تارانتینیو در جشنواره کن &lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 24 May 2009 17:15:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=noshmak&amp;postid=58</comments>
<dc:creator>noshmak</dc:creator>
<guid>http://noshmak.blogfa.com/post-58.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>موریانه ها </title>
<link>http://noshmak.blogfa.com/post-56.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 274px; HEIGHT: 243px&quot; border=0 hspace=0 alt=&quot;دمکراسی &quot; align=baseline src=&quot;http://www.zendagi.com/liberal-(Left).jpg&quot; width=267 height=241&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ما مانده ایم و بهت غم انگیز خانه ها&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خوابیم و خانه پر شده از موریانه ها &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خوابیم و بر زمین و زمان بوسه می زنند &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چون افعیان پیر ، لب تازیانه ها&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;کم خونی  از نگاه بشر زار می زند &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پر می شود ز خون  دل ما خزانه ها &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در سوگ خویش مرثیه خوانیم روز و شب &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از یادمان گریخته لحنِ ترانه ها&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ما مرغهای عشق پرو بال خویش را &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ارزان فروختیم به این آب و دانه ها &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چندیست  با هوای قفس خو گرفته ایم &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یادش بخیر  وسعت آن آشیانه ها&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt; *&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دردی زبانه می کشد اکنون در این غزل &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;می سوزم آه دم به دم از این زبانه ها &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=1&gt;( شعری از ابراهیم بوالحسنی)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 17 May 2009 11:10:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=noshmak&amp;postid=56</comments>
<dc:creator>noshmak</dc:creator>
<guid>http://noshmak.blogfa.com/post-56.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>برخورد دوگانه تلوزيون - نگاهي به فيلم ميليونر زاغه نشين و اخراجي هاي 2</title>
<link>http://noshmak.blogfa.com/post-55.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt; &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 266px; HEIGHT: 286px&quot; height=353 alt=&quot;ميليونر زاغه نشين&quot; hspace=0 src=&quot;http://files.myopera.com/iman-aria/albums/661150/1Cover.jpg&quot; width=347 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;مسئولان سيما در اقدامي عجيب استوديوي شبکه سه (پر بيننده‌ترين شبکه‌ي داخلي) را در لحظات تحويل سال نو، دربست در اختيار عوامل فيلمي گذاشتند که تنها 2 روز از اکران آن گذشته و با تبليغ و تعريف و تمجيد از اين فيلم، مردم را به تماشاي «اخراجي‌ها 2» دعوت کردند؛ فيلمي که با شوخي‌هاي تکراري و زشتي چون صادر شدن بوي باقالي و غيره  اوج ابتذال را در سينماي ما به نمايش گذاشته است.(   آدم دلش براي کساني مي سوزه که دستشون از اين دنيا کوتاست و اين فيلم به روح آنها تقديم مي شود) &lt;A href=&quot;http://noshmak.blogfa.com/86014.aspx&quot; target=_blank&gt;نقد فيلم اخراجي هاي 1&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;ولي با شرايط موجود بهتر است نگاهي داشته باشيم به حجم هولناک جرح و تغييراتي که ميليونر زاغه‌نشين را از يک اثر اسکاري و فوق‌العاده جذاب، به فيلمي گنگ و بد بدل کردند که چيزي براي بيننده‌ي عادي ندارد و کسي که فيلم اصلي را ديده را هم با فيلمي تازه مواجه مي‌کند!&lt;BR&gt;همه‌ي زيبايي‌هاي دزديده شده&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;آن‌چه به عنوان ميليونر زاغه‌نشين از شبکه‌ي يک نمايش داده شد، با فيلم اصلي تفاوت‌هاي بسياري داشت که در ادامه به بعضي موارد اشاره مي‌کنيم:&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;1) يکي از اسکارهاي اين فيلم بابت موزيک متن و ترانه‌هاي زيباي آن داده شده. در فيلمي که از سيماي ما پخش شد نه‌تنها طبيعتاً خبري از آواز در آن نبود، بلکه موزيک متن هم بي‌ربط و پاره‌پاره پخش شد. آن‌ها که نسخه‌ي اصلي فيلم را ديده‌اند مي‌دانند که به اين ترتيب چه بلايي به سر تدوين شاهکار فيلم آمده است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;2) طبق يک قانون تازه، تمام صحنه‌هاي سيگار کشيدن شخصيت‌هاي هر فيلمي سانسور مي‌شود؛ حتي فيلمي که چند جايزه اسکار و گلدن‌گلوب را برده باشد، اصلاً اهميت ندارد. مهم سلامت بينندگان عزيز است. «سليم» امضاي «آميتا باچان» را به يک عشق‌فيلم مي‌فروشد که عمراً سيگار نمي‌کشد!&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;3) گويا استعمال قليان هم شامل قانون بالا مي‌شود. نمايي که سليم (که از فروختن کفش توريست‌ها پولدار شده) را در حال کشيدن قليان نشان مي‌دهد، در نسخه‌ي مورد بحث ديده نشد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;4) صحنه تکان‌دهنده‌ي کور کردن کودک فقير توسط عوامل باند «مامان» ديده نشد. لابد زيادي تکان‌دهنده بوده است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;5) خشونت فيلم در سکانسي ديگر هم بي‌مورد تشخيص داده شده: آن‌جا که سليم و گانگسترهاي همراهش «لاتيکا» را از ايستگاه قطار بر گردانده و با چاقو صورت دختر را خط مي‌اندازند. حالا ديگر مهم نيست که تماشاگر بيچاره در حافظه‌ي خود شک کند و نفهمد که آن خط روي صورت دختر از کجا آمد؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;6) يک خشونت ديگر: در صحنه حمله‌ي هندوها به زاغه مسلمانان؛ کتک‌کاري‌ها زياد نمايش داده نشد و مردي که آتش زده مي‌شود هم کلاً ديده نشد.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;7) در دوران نوجواني قهرمانان فيلم، دو برادر هنگام دله‌دزدي، شاهد اجراي يک اپرا هستند؛ که در فيلم جديد اپرا مضر تشخيص داده شده و حذف گرديده است!&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;8 ) کل صحنه‌هاي مربوط به جستجوي دو برادر به دنبال محل آموزش رقص لاتيکا و طبيعتاً رقص دخترک، قيچي شده بود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;9) وقتي «جمال» در مرحله‌ي ماقبل آخر برنده مي‌شود، مجري مسابقه (آنيل کاپور) در حالي که مي‌رقصد مي‌گويد: «بلند شو، با من برقص…» اين قسمت هم حذف شد. کلاً رقص چيز خوبي نيست!&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;10) بزن و برقص در خانه‌ي «جاويد» هم همين‌طور.( اين تعجب داشت )&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;11) کل سکانسي که جمال توريست‌ها را براي ديدن محله‌هاي پايين‌شهر مي‌برد و دوستانش تاکسي توريست‌ها را لخت مي‌کنند (به‌جز نماي گنگي از کتک زدن جمال توسط راننده تاکسي) لابد زائد شناخته شده و حذف شده بود!&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;12) يکي از زيباترين صحنه‌هاي فيلم، تماشاي لاتيکا توسط جمال، از بالاي ايستگاه قطار است. در چيزي که نمايش داده شد، صداي دخترک بود و خودش نبود! در چند سکانس ديگر هم آستين‌حلقه‌اي بودن لباس لاتيکا باعث غيب شدنش شد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;13) در سکانس‌هاي اوليه که بازيگران به زبان هندي صحبت مي‌کنند و فيلم با زيرنويس انگليسي همراه است، عبارت صريح و آشناي «I love you» به جمله بي‌ربطي مثل: «خوبه، بريم!» دوبله شد. اين تابلوترين نکته بود، والا تغيير ديالوگ‌ها و حتي داستان فيلم‌ها به دلخواه «پديدآورندگان ثانويه»اي که در صداوسيما نشسته‌اند، ماجراي تازه‌اي نيست.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;14) دوبله‌ي بد اين فيلم هم جاي سوال داشت و مثلاً صداي لوس و مضحک انتخاب شده براي بازيگران کودک، به شدت توي ذوق مي‌زد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;15) صحنه‌ي حمام رفتن لاتيکا (هرچند داخل حمام ديده نمي‌شود) قيچي شد. لابد براي پيش‌گيري از نمايش داخل حمام در فيلم‌هاي ديگر!&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;16) اختلاف دو برادر نوجوان بر سر تصاحب لاتيکا، به شکل ديگري نمايش داده شد. دوبلور سليم گفت: «مي‌خواهم لاتيکا را ببرم پيش جاويد.» اما تماشاگران با تعجب ديدند که او به جاي رفتن، جمال را از اتاق بيرون کرده و در را بست!&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;17) نماي نماز خواندن سليم (با کلاه سفيد رنگ) حذف شد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;18) و ضمناً هرجاي ديگر فيلم که حرفي از اسلام به ميان مي‌آيد، جملات سانسور يا به صورت ديگري ترجمه شدند. مثلاً: حذف اشاره‌ي سليم به صداي اذان، يا آنجا که جمال پس از تعريف ماجراي مرگ مادرش مي‌گويد: «اگر الله و راما نبودند، مادرم امروز زنده بود.» که در «نسخه‌ي پاکيزه» گفته شد: «اگر فرقه‌بازي نبود…»&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;19) اشاره‌هايي که به مسلمان بودن جاويد (گانگستر زاغه‌ مسلمان‌ها) مي‌شود هم همين‌طور؛ که حتماً توجيه آن «تحريک احساسات عمومي» است. حتي جمله‌ي مجري مسابقه (آنيل کاپور) که خود را مسلمان معرفي مي‌کند هم…&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;20) در لحظات پاياني فيلم چيزهاي درهم‌برهمي پخش شد و ناگهان تيتراژ؛ چراکه هم يک صحنه‌ي ماچ و بوسه داشت و هم بعدش آن رقص دسته‌جمعي ملت در ايستگاه قطار، که جداً شاهکار است. حيف شد؛ نصف مزه‌ي فيلم به همين بود!&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;21) حتي تيتراژ آخر فيلم هم از تيغ تيز سانسور در امان نماند و با پرش‌هاي متعددي همراه بود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;22) و…&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;توضيح ضروري: متاسفانه دقايقي از ابتداي فيلم را نديديم تا بدانم بر سر تيتراژ زيباي اوليه (با آن ريتم تند تدوين و موزيک فوق‌العاده) چه آوردند. يا آن سکانس عجيب پريدن جمال در فضولات انساني، که بعيد است از دست قيچي‌داران سيما در رفته باشد!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 01 Apr 2009 08:36:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=noshmak&amp;postid=55</comments>
<dc:creator>noshmak</dc:creator>
<guid>http://noshmak.blogfa.com/post-55.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>لحظه های بدون وسوسه</title>
<link>http://noshmak.blogfa.com/post-54.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 255px; HEIGHT: 242px&quot; height=242 alt=&quot;goodbay lady&quot; hspace=0 src=&quot;http://th01.deviantart.com/fs10/300W/i/2006/093/1/7/goodbye_darkness__by_it_i_laf.jpg&quot; width=246 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;مدتها ست که فکرم را دوباره مشغول کرده.دوباره همه جا نگاهم دنبالش مي گردد .بي اختيار ...بدون دخالت اراده...سالهاست که او را نديده ام...حتي در حد لحظه اي ...نمي دانم چرا اما باز رويايش به سراغم آمده .کسي که سالها ست تمام ذهن من را اشغال کرده ...حالا مي خواهم از او حرف بزنم...اويي که براي خارج کردنش از وجودم دست به هر کاري زدم حتي کاري که سه سال زندگي خودم و کسي ديگر را تباه کرد اما باز هم او با من بود و من با کسي ديگر که شايد حضورش بتواند او را از وجود من خارج کند.هرچند نفر سوم بسيار ضعيف و ياد او ديوانه وار سر به زمين و زمان مي کوبيد ...حالا چند شبي است که تصميم گرفته ام در باره اش بنويسم ...شايد راهش را از عمق وجود من کشيد توي کلمه ها و رفت ...معمولا بعد از مدتي وقتي کسي را نميبينم تصويرش را به سختي به ياد مي آورم ...اماانگار همين لحظه نگاهم را از روي او را گرفته ام...خوانده ام شايد هم شنيده ام که اگر مدام به يکي فکر کني يا يکي مدام حول و حوالي ذهن و روانت گشت بزند حتما او هم به تو فکر مي کند و ذهنيت تو هم با اوست ...نمي دانم .حتما همه آنها که از اين احساس ها داشته اند دوست دارند اين حرف حقيقت داشته باشد.ولي شايد هم در حد حرفي باشد براي دلداري گوينده به خودش...نمي دانم...حتمن در آينده در باره اش بيشتر مي نويسم...اگر او را ديده ايد يا در آينده ديديد بگوييد کسي مي خواهد قدم زدنت را ببيند از دور ...يا لحظه اي از لبخندت را آرام ...وقتي مي گويي بخوان مي شنوم... . ... يادم مانده که آقاي گلشيري مي گفت وقتي عقده اي وجودت را اشغال کرد فقط بنويس .بنويس تا با کلمه ها برود .بنويس تا ديگران بخوانند و با خواندن آنها برود...و حالا من تصميم گرفته ام که بعد از هشت سال بنويسمت...آنقدر که ديگر رهايم کني ... اين مقدمه اي بود براي بيان کردنت .هنوز هم منتظرم که لختي  لحظه اي ببينمت...بدون هيچ کلا مي...فقط لحظه اي...اين بزرگترين اعتراف زندگي من است...&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;بیا که در غم عشقت مشوشم بی تو           بیا ببین که در این غم چه ناخوشم بی تو &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;شب از فراق تو می​نالم ای پری رخسار          چو روز گردد گویی در آتشم بی تو &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;دمی تو شربت وصلم نداده​ای جانا                همیشه زهر فراقت همی چشم بی تو &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اگر تو با من مسکین چنین کنی جانا             دو پایم از دو جهان نیز درکشم بی تو &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;پیام دادم و گفتم بیا خوشم می​دار                جواب دادی و گفتی که من خوشم بی تو   (سعدی)&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 18 Mar 2009 15:25:58 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=noshmak&amp;postid=54</comments>
<dc:creator>noshmak</dc:creator>
<guid>http://noshmak.blogfa.com/post-54.aspx</guid>
</item>
<item>
<title> فریدا پینتو Freida Pinto ستاره زن «میلیونر زاغه‌نشین» در فیلم تازه وودی آلن</title>
<link>http://noshmak.blogfa.com/post-53.aspx</link>
<description>&lt;DIV align=justify&gt;&lt;SPAN class=headlinestitle2&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 225px; HEIGHT: 189px&quot; height=167 alt=&quot;fredido pinto&quot; hspace=0 src=&quot;http://im.rediff.com/movies/2009/feb/24first11.jpg&quot; width=251 align=baseline border=0&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;SPAN class=headlinestitle2&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;SPAN class=headlinestitle2&gt;فریدا پینتو Freida Pinto بازیگر فیلم برنده اسکار «میلیونر زاغه‌نشین»، نومی واتس بازیگر بریتانیایی و آنتونیو باندراس اسپانیایی در فیلم جدید وودی آلن بازی می‌کنند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sun, 01 Mar 2009 07:32:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=noshmak&amp;postid=53</comments>
<dc:creator>noshmak</dc:creator>
<guid>http://noshmak.blogfa.com/post-53.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>معرفي فيلم كتاب خوان   the reader</title>
<link>http://noshmak.blogfa.com/post-51.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=ArticleImageDivCss&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 211px; HEIGHT: 258px&quot; height=355 alt=&quot;کتاب خوان&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.blogcdn.com/www.cinematical.com/media/2008/11/reader_final-(3).jpg&quot; width=246 border=0&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=ArticleTitleDivCss&gt;کتاب خوان&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=ArticleDateDivCss&gt;نام فیلم: کتاب خوان&lt;BR&gt;کارگردان: Stephen Daldry&lt;BR&gt;نویسنده: David Hare بر اساس کتابی از Bernhard Schlink&lt;BR&gt;بازیگران: Ralph Fiennes، Jeanette Hain، Kate Winslet&lt;BR&gt;ژانر: درام/ عاشقانه/ هیجان انگیز/ جنگی&lt;BR&gt;درجه فیلم: R به خاطر برخی صحنه های نامناسب&lt;BR&gt;مدت زمان فیلم: ۱۲۴ دقیقه&lt;BR&gt;تاریخ اکران:۹ ژانویه ۲۰۰۹ برابر با ۲۰ دی ۱۳۸۷&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Mon, 02 Feb 2009 14:48:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=noshmak&amp;postid=51</comments>
<dc:creator>noshmak</dc:creator>
<guid>http://noshmak.blogfa.com/post-51.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
